Roundtable of persiancartoon about the economy
2008-04-06


عکس ها: حسن کریم زاده- هادی حیدری/ پرشین کارتون

 











علیزاده:
در اكثر كشورها،
يك كارتونيست كار خود را لزوما
از مطبوعات آغاز مي‌كند
در حالي كه كارتونيست‌هايي سراغ دارم كه صرفا
براي جشنواره‌ها كار مي‌كنند
و كوچك‌ترين انگيزه‌اي براي كار در مطبوعات ندارند.
در حالي كه يك كارتونيست مطبوعاتي
قابليت اين را دارد كه با مخاطب‌هاي
عام‌تر و بيشتري سر و كار داشته باشد











عبدی:
در شوراي كتاب گفتند
با برخي از شخصيت‌هايي كه كشيده‌ايد
مساله داريم؛ مهندس سيحون، اردشير محصص و شاملو.
گفتم اگر به اين تعداد محدود مي‌شود
ايرادي ندارد! جلسه بعد گفتند
چند شخصيت هم هست
كه به اين مجموعه اضافه كنيد...
اين رفتار باعث شد قرارداد را
نيمه‌كاره رها كردم، كارها را برداشتم
و ديگر آنها را منتشر نكردم.
مي‌خواهم به حساسيت‌هايمان اشاره كنم
كه ممكن است به قهر منجر شود











باشو:
دولت دارد جشنواره‌هاي رنگارنگ برگزار مي‌كند.
در كدام كشور
اين همه جشنواره طنز و كارتون
وجود دارد كه اينجا هست؟
جوايزي كه اينجا تعيين مي‌شود،
كجاي دنيا تعيين مي‌شود؟
مي‌خواهم بگويم ركودي كه از كارتون تصور داريد،
به خاطر عدم حمايت نيست.
جريان دولتي حمايت خودش را انجام مي‌دهد،
ثمره‌اش هم كارتونيست‌هايي است كه معرفي كرده
و از آنها به عنوان استاد ياد مي‌كند
















علیزاده:
درست است كه
جشنواره‌هاي دولتي رونق دارند
و در قبال آن افرادي كه در
بخش خصوصي (مثل خود من) فعاليت مي‌كنند،
مشكل اقتصادي دارند،
اما باز هم به اين قضيه نسبي نگاه مي‌كنم.
اين‌طوري فكر نمي‌كنم كساني كه دولتي كار مي‌كنند،
آدم‌هايي هستند تاريك فكر
و جريان خصوصي؛ روشنفكر.
همه طيف‌ها در هر دو بخش وجود دارند











عبدی:
اصولا نمي‌شود هنر را
در چارچوب گذاشت.
مخصوصا كه حالا آن هنر «كارتون» باشد.
مهم اين است كه اين ظرفيت‌ها
بايد در خود مسوولان، در خود سردبيران،
در مديران مسوول و در خود كارتونيست‌ها
به وجود بيايد و اين ها متحول شوند
و هركدام از ما جنبه اين را داشته باشيم كه
توهين را از نقد جدا كنيم و ظرفيت خود را بالا ببريم











باشو:
بايد گفت اربابان جرايد
به كارتون اهميت نمي‌دهند.
البته به خاطر شرايط موجود،
حق هم دارند كه در مورد كارتون
با وسواس عمل كنند و به همين دليل هم
فضا براي رشد كارتونيست مطبوعاتي وجود ندارد
و به همين علت كارتون مطبوعاتي رشد نكرده است

جیب های خالی کاریکاتور!/ مشروح میزگرد پرشین کارتون با حضور علیزاده، عبدی، باشو
1387-01-18


پرشین کارتون- يحيي تدين
در ایران به دلیل شرایط خاص سیاسی- اجتماعی، کاریکاتور نتوانسته جایگاهی یابد تا بتوان آن را به عنوان حرفه ای که ضمانت اقتصادی برای هنرمند کاریکاتوریست دارد به حساب آورد.
بسیاری از هنرمندان کاریکاتوریست ناگزیرند برای امرار معاش به حرفه دیگری نیز بپردازند. بر همین اساس در ادامه میزگردهای گروه « پرشین کارتون» به آسیب شناسی اقتصاد کاریکاتور در ایران پرداخته شده است.
این میزگرد با حضور جواد علیزاده، بهمن عبدی و بهزاد باشو برگزار شده است.
............
ضمن خيرمقدم به شما، بد نيست اشاره كنم كه انتخاب مدعوين اين ميزگرد، بر اساس موقعيت شغلي و حرفه‌اي آنها در مطبوعات و نيز طرح ديدگاه‌هاي متفاوت دو نسل از كارتونيست‌هاي فعال داخل كشور، برنامه‌ريزي شده است. اين بار بحث در مورد وضعيت معيشتي كارتونيست‌ها است.
فضاي مطبوعاتي و فرهنگي جامعه را براي فعاليت در حوزه كارتون و كارتون چگونه مي‌بينيد و به چه اندازه به حرفه‌اي شدن آن اميدوار هستيد؟

عليزاده: معتقدم در كشور ما كارتون به دو بخش عمده كارتون مطبوعاتي و كارتون جشنواره‌اي تقسيم شده است؛ بخش جشنواره‌اي آن در مقابل بخش مطبوعاتي پيشرفت چشمگيري داشته است. ضعف اقتصادي بخش كارتون مطبوعاتي شايد معلول عدم رعايت بحث كپي‌رايت باشد، چرا كه در نشريات مختلف شاهد چاپ كارتونهاي خارجي آن هم بدون اجازه از طراح يا منبع اثر هستيم و اين باعث مي‌شود بازار و فضاي كار براي طراح ايراني از بين برود. اين را به عنوان كسي مي‌گويم كه مجله كارتون را منتشر مي‌كند؛ مشكلات اقتصادي كارتونيست‌ها را كاملا درك مي‌كنم چرا كه خودم هم به نوعي درگير اين مسائل بوده‌ام و هنوز هم كه هنوز است از برخي نشريات، طلب دارم! شرايط غريبي است, در اكثر كشورها، يك كارتونيست كار خود را لزوما از مطبوعات آغاز مي‌كند در حالي كه كارتونيست‌هايي سراغ دارم كه صرفا براي جشنواره‌ها كار مي‌كنند و كوچك‌ترين انگيزه‌اي براي كار در مطبوعات ندارند. در حالي كه يك كارتونيست مطبوعاتي قابليت اين را دارد كه با مخاطب‌هاي عام‌تر و بيشتري سر و كار داشته باشد. من در مقاطع مختلف با مطبوعات كار كرده‌ام به عنوان مثال اوايل انقلاب، كارتونيست كيهان بودم و مي‌ديدم كه يك طرح كارتون به چه اندازه‌اي مي‌تواند جريان‌ساز و تاثيرگذار باشد، كما اينكه ممكن است كار مطبوعاتي، سوءتعبيرهايي را هم به‌دنبال بياورد. در هر حال نابساماني وضعيت اقتصادي كارتونيست‌هاي مطبوعاتي به نسبت كارتونيست‌هاي جشنواره‌اي، كاملا مشهود است.

صحبت از جشنواره‌هاي كارتون شد. بد نيست به چرايي  گرايش بیش از حد كارتونيست‌هاي جوان‌تر به طرف اينگونه نمايشگاه‌ها هم اشاره كنيد.
عليزاده: شايد همان بحث عدم رعايت كپي‌رايت در روزنامه‌ها و مجلات، انگيزه‌اي باشد براي كارتونيست‌ها كه به سمت جشنواره‌ها سوق پيدا كنند، البته مهم‌ترين انگيزه، جوايز قابل‌توجه مسابقات است. علاوه بر آن كار بي‌دردسري هم هست؛ يك سوژه‌اي داده مي‌شود كه طراح، بر اساس آن آزادانه كار مي‌كند و براي مخاطب خارجي مي‌فرستد.

پس شما نسبت به حرفه‌اي نبودن بستر مطبوعات معترض‌ايد؟
عليزاده: بله، از طرفي معتقدم همان‌طور كه در بحث ورزش به ويژه فوتبال اين‌قدر هزينه مي‌شود، مربي خارجي آورده مي‌شود، بازيكن‌ها با پول‌هاي كلان اين‌ور و آن‌ور مي‌شوند، در بخش هنر اين مملكت هم بايد هزينه شود. از طرف ديگر اعتقاد دارم از بازار كار كارتونيست‌ها بايد حمايت شود، يادم است زماني فيلم‌هاي خارجي بسياري خريداري و پخش مي‌شد، اعتراض‌هايي از طرف سينماگران صورت گرفت كه نهايتا منجر به تصويب قانون محدوديت واردات فيلم‌هاي خارجي شد. حال مطبوعات داخلي را تورق كنيد، اكثر كارهاي چاپ شده، خارجي هستند و از سايت‌ها و نشريات خارجي وام گرفته شده‌اند. خب، اين كار، بازار را براي كارتونيست داخل محدودتر مي‌كند. البته من هم در نشريه «طنز و كارتون» آثار خارجي‌ها را چاپ مي‌كنم؛ اما با هماهنگي خود طراح و به لحاظ آموزشي بودن آن. هرچند امكان اين را ندارم كه دستمزد او را پرداخت كنم، اما با ارسال نشريه از او تشكر مي‌كنم. با تمام اين اوصاف فكر مي‌كنم هنوز وضعيت اشتغال كارتونيست‌هاي داخلي، حرفه‌اي و قانوني نشده است و حمايتي صورت نمي‌گيرد.

به نكات قابل‌تاملي اشاره كرديد، اما اجازه مي‌خواهم بحث را عوض كنم. آقاي عبدي، به نظرم شما زواياي ديگري از هنرهاي تجسمي را ادامه مي‌دهيد و كمتر به كارتونهاي مطبوعاتي مي‌پردازيد. پرداختن به اين سوال شايد نكاتي را در مورد بحث ما باز كند.
عبدي: بله، من تقريبا از سال 63 به اين طرف با مطبوعات قهر كرده‌ام! اجازه بدهيد مثالي بزنم؛ من به همراه همكاران ديگر در نشريه‌اي كار مي‌كرديم كه با كارتون پر مي‌شد. سر ماه سردبير به ما چكي به مبلغ 5 هزار تومان مي‌داد. به بانك كه مراجعه مي‌كرديم، كسري 700-600 توماني داشت، بنابراين ما مجبور مي‌شديم كسري ايشان را به حساب‌اش بريزيم تا چك‌مان پاس شود! ]خنده حضار[
پس از دو سه ماهي كه اين رفتار ادامه پيدا كرد، ديگر از كار كردن در مطبوعات زده شدم. همان موقع‌ها يكي از آشنايان كه كارخانه توليد كمپوت داشت به من پيشنهاد داد بروم و برايشان ليبل كمپوت بزنم. من بابت هر ليبل، تقريبا 3 هزار تومان پول مي‌گرفتم در حالي كه اصلا كار وقت‌گيري نبود، مقايسه كنيد؛ در عرض يك هفته مبلغي نزديك به 21 هزار تومان دستمزد مي‌گرفتم كه اصلا قابل قياس با كار در مطبوعات نبود. اين باعث شد كه در تصميمم ثابت‌قدم شوم و پا به مطبوعات نگذارم، تا اين كه يكي از تهيه‌كننده‌هاي تلويزيون به سراغم آمد و پيشنهاد جديدي داد. آن زمان، برنامه‌اي از كانال 3 تلويزيون آمريكا پخش مي‌شد كه به معرفي مشاهير جهان مي‌پرداخت و حين اجراي برنامه، دستي را مي‌ديديد كه زندگينامه شخصيت مورد نظر را از كودكي طراحي مي‌كرد. اين ايده در ذهن من ثبت شده بود تا اينكه به تلويزيون دعوت شدم. برنامه در مورد ناصرالدين شاه بود و من به صورت زنده كارتونهايي در اينباره اجرا مي‌كردم. از آن به بعد، به كارتونيست تلويزيوني معروف شدم، در حالي كه سي و چند سال كار مطبوعاتي كرده بودم.
البته اين قهر با مطبوعات، به دعوت آقاي عليزاده مبني بر اجراي كارهاي شهر شلوغ در نشريه‌اش، شكسته شد و دعوت ايشان را اجابت كردم و كار، از نو آغاز شد. اين اواخر هم در مسابقات جهاني يكي دو جايزه نصيبم شده است.

اين قهر، فقط به شما محدود نمي‌شود. مثلا آقاي جواد پويان كه از طراحان قابل‌توجهي هستند، همين‌طور آقاي محسن ابراهيم يا آقاي مسعود مهرابي. شايد آنها هم به درد شما مبتلا بوده‌اند! نه؟
عبدي: به هر حال عوامل دلخوري زياد است. زمان سرپرستي انتشارات سروش توسط مهندس فيروزان، روزي تعدادي از كارتونهاي چهره‌ام را به دوستي نشان مي‌دادم، ايشان هم زيرچشمي كارهايم را نگاه مي‌كرد. گفتند ما امكان چاپ اين ها را در شوراي كتاب داريم. پاي قرارداد كه رسيديم، در شوراي كتاب گفتند با برخي از شخصيت‌هايي كه كشيده‌ايد مساله داريم؛ مهندس سيحون، اردشير محصص و شاملو. گفتم اگر به اين تعداد محدود مي‌شود ايرادي ندارد! جلسه بعد گفتند چند شخصيت هم هست كه به اين مجموعه اضافه كنيد... اين رفتار باعث شد قرارداد را نيمه‌كاره رها كردم، كارها را برداشتم و ديگر آنها را منتشر نكردم. مي‌خواهم به حساسيت‌هايمان اشاره كنم كه ممكن است به قهر منجر شود.

بهتر است بحث مان را از اين منظر ادامه بدهيم كه كارتونيست‌ها در دو فضاي اقتصادي درون گروهي و بيروني بايد براي يكديگر چه بكنند تا به حقوق مادي و معنوي‌شان برسند. بحث درون گروهي جزو ساز و كارهايي است كه بايد براي ايجاد نهاد صنفي انديشيده شود، همين‌طور دفاع قانوني از كارتونيست‌هايي كه دچار مشكل قضايي مي‌شوند و نيز بحث بازنشستگي آنها. بحث بيروني هم شامل بررسي تعامل با دولت است؛ كه در قبال كارتونيست‌ها چه وظايفي دارد و كارتونيست‌ها چگونه بايد با آن تعامل داشته باشند يا چگونه بايستي نقد كنند؟
مثلا هنوز كه هنوز است پس از نزديك به يك دهه از رشد كمي كارتون در مطبوعات و نمايشگاه‌ها، مردم آن را به چشم يك شوخي نگاه مي‌كنند. حتما اتفاق افتاده به محض اينكه به طرف مي‌گويي كارتونيستم، با خنده مي‌گويد كارتون من را هم مي‌تواني بكشي؟
!
باشو: پيشاپيش از اين كه از نسل كارتونيست‌هاي جوان، من را انتخاب كرديد، متشكرم. من كارتون را به دو بخش دولتي و خصوصي تقسيم مي‌كنم؛ بخشي كه متعلق به دولت است و ديگري به جريان روشنفكري. ما در شعر هم شاعران دولتي داريم، نقاشان دولتي داريم، داستان‌نويس‌هاي دولتي داريم و... در مقابل تمام اينها هم يك جريان كوچك به نام هنر روشنفكري. پس حمايت هست؛ دولت دارد از هنر حمايت مي‌كند. در رشته كارتون هم حمايت هست. من هم كه خواسته‌ام در بخش خصوصي باشم، آقاي عليزاده‌اي كه فرش زير پايش را مي‌فروشد تا نشريه‌اش به موقع منتشر شود؛ مي‌خواهد آزاد باشد و نمي‌خواهد با بخش دولتي سر و كار داشته باشد، چون هنرمند كارتونيست بايد آزاد بينديشد و آزادانه انتقاد كند. هنرمندي كه از دولت پول گرفت ديگر نمي‌تواند نقد كند. پس حمايت وجود دارد. اگر شما از اين مساله ناراحتيد كه چرا نگاه جامعه به كارتونيست، نگاه شوخ و مضحكي است؛ اين در بقيه رشته‌ها هم وجود دارد؛ طرف مي گويد من شاعرم، ميگويند يك شعر هم در مورد من بگو!. خب، حالا بعد از بيست و چند سال، مسئولين با تمام تلاش‌هاي فرهنگي كه در اين مدت داشته اند؛ مثل جريان حوزه هنري كه يكسري نقاش معرفي مي‌كند، يكسري كارتونيست، يكسري شاعر و داستان‌نويس و تاكيد مي‌كنند كه فقط اين ها هستند و از كودكي توي گوش ما مي‌خوانند كه فلان كس، شاعر است و نه بقيه. حالا توي اين چند ساله متوجه شده است كه بايد در بخش فرهنگي تلاش بيشتري كند و ناخودآگاه جمعي جامعه ايراني را به نفع خودش رقم بزند. اين يعني سياستگذاري؛ و دارد جشنواره‌هاي رنگارنگ برگزار مي‌كند. در كدام كشور اين همه جشنواره طنز و كارتون وجود دارد كه اينجا هست؟ جوايزي كه اينجا تعيين مي‌شود، كجاي دنيا تعيين مي‌شود؟ مي‌خواهم بگويم ركودي كه از كارتون تصور داريد، به خاطر عدم حمايت نيست. جريان دولتي حمايت خودش را انجام مي‌دهد، ثمره‌اش هم كارتونيست‌هايي است كه معرفي كرده و از آنها به عنوان استاد ياد مي‌كند. پس كارتوني كه در جامعه ايراني جريان دارد بسيار پررنگ است و نشان داده كه از نظر اقتصادي هم جواب گرفته است. آني كه مشكل دارد بخشي است كه دولتي نيست. بد نيست سر اين مساله صحبت كنيم.

با مواردي كه باشو مطرح كرد مي‌توانيم برويم سراغ نقش مسوولان فرهنگي كشور.
عليزاده: درست است كه جشنواره‌هاي دولتي رونق دارند و در قبال آن افرادي كه در بخش خصوصي (مثل خود من) فعاليت مي‌كنند، مشكل اقتصادي دارند، اما باز هم به اين قضيه نسبي نگاه مي‌كنم. اين‌طوري فكر نمي‌كنم كساني كه دولتي كار مي‌كنند، آدم‌هايي هستند تاريك فكر و جريان خصوصي؛ روشنفكر. همه طيف‌ها در هر دو بخش وجود دارند. من زمان انقلاب، كاملا طرفدار آن بودم. يك ارزش‌هايي در انقلاب مي‌ديدم كه در كارهايم منعكس بود، در زمان جنگ هم همين‌طور. اما اين حق را هم به خودم مي‌دهم كه منتقد دولت هم باشم. زمان دكتر مصدق را تصور كنيد كه طرفداري از دولت‌اش يك ارزش بود، نمي‌توان گفت طرف، دولتي است، چون دولت‌اش ملي و دموكراتيك بوده. حالا من به‌طور قطعي مي‌خواهم بگويم در اين كه يك انتقادهايي به سياست‌هاي دولت در مطبوعات و هنر و كارتون هست، مي‌پذيرم. چون به نوعي خودم هم درگير آنها بوده‌ام منتهي من نسبي بررسي مي‌كنم. معتقدم يك كارتونيست حرفه‌اي تحت هر شرايطي بايد بتواند حرف و نظرش را بزند. هدف او بايد تعديل باشد نه تشديد. چون قطعا نمي‌توان گفت چه قضاوتي درست است. در نقد يا ارائه نظر، لزومي ندارد طراح، صرفا سياه و سفيد ببيند. اگر برخي از كارتونيست‌هاي غيردولتي ما دچار مشكل قضايي مي‌شوند، به نظرم هنوز به بيان و شيوه لازم دست پيدا نكرده‌اند. چون كارتونيست به راحتي مي‌تواند حرفش را بزند و به جايي هم برنخورد. بايد نهايتا به شگردهايي برسد كه با توجه به بينش بينابيني و چندوجهي خود، بتواند انتقادش را مطرح كند.
حال، صحبت من با مسوولان مطبوعاتي است، شايد خود من، هم كارتونيست و هم سردبير به حساب بيايم، اما باز هم فكر مي‌كنم زياد به كارتون اهميت نمي‌دهند. با توجه به نگاه محافظه‌كارانه سردبيران و صاحبان جرايد كه شايد تا حدودي هم حق داشته باشند  باعث مي‌شود كه كارتونيست مطبوعاتي بخش خصوصي، شرايط آرماني براي كار نداشته باشد و در اين فضا، فقط عشق و علاقه است كه باعث مي‌شود يك كارتونيست مطبوعاتي، كار خودش را ادامه دهد.

آقاي عبدي شما تا چه اندازه به تغييرات فكر مي‌كنيد؟ و چطور مي‌توان اين شرايط را بهبود بخشيد؟ چطور مي‌توان اين فضا را تا حدودي تغيير داد؟ آيا كارتونيست‌ها در تغيير اين فضا نقش دارند؟
عبدي: به نظر من وقتي ما خودمان هواي يكديگر را نداريم، چطور مي‌توانيم انتظار داشته باشيم كه ديگران كاري براي ما انجام دهند؟!
اولا نبايد اين موضوع را سياسي كنيم؛ و به  آن رنگ و بوي سياسي بدهيم. متاسفانه گاهي سر اين ماجرا، جبهه‌گيري مي‌شود.
حالا به يك نوعي عنوان مي‌شود كه باندبازي در جريان است و مثلا اين باند، فلان باند را قبول ندارد. اين ماجرا بيش از آنكه فايده‌اي براي كارتونيست‌ها داشته باشد به همان جرياني لطمه مي‌زند كه قرار است به بهبود اين فضا كمك كند. قضيه ديگري كه به نظرم مهم مي‌آيد آن است كه هركدام از ما، از خودمان شروع نمي‌كنيم. مثلا شما اگر مسووليتي در سرويس طرح و كارتون يك روزنامه داريد، آيا شده است كه آثاري از افرادي منتشر كنيد كه در همان دايره 5 يا 6 نفر مشخص هميشگي نباشند و يا نشده است كه به نمايشگاهي برويد و كاري را در آنجا خريداري كرده و در روزنامه منتشر نماييد؟!
الان صحبت از حمايت شد. مثلا انجمن صنفي روزنامه‌نگاران كه حالا وجود دارد چه كاري براي روزنامه‌نگاران انجام مي‌دهد؟ وقتي صحبت از NGO مي‌كنيد تا چه حد كاربرد دارد؟ نمي‌توانيم بگوييم كه چون حمايت نيست، پس كار نكنيم اگر ما كار نكنيم كه منطقي نيست و فقط كارمان اين باشد كه كار را به اين جشنواره و آن جشنواره بدهيم. مثلا روزنامه اعتماد ملي تا به حال شده است كه سري به نمايشگاه‌هايي كه در سطح شهر برگزار مي‌شود بزند و از آنجا كار خريداري كند و منتشر نمايد؟ ما با آقاي عليزاده اوايل انقلاب و پيش از آنكه ايشان نشريه‌اي داشته باشند به دفعات صحبت مي‌كرديم كه نشريات مختلف، كارها را سانسور مي‌كنند و يا سوژه‌ها را تغيير مي‌دهند ولي حالا خود ايشان نشريه دارند اما مجبورند براي بقاي خودشان، يك‌سري خطوط قرمز را رعايت كنند. يك مثال عيني مي‌زنم: هر نشريه و روزنامه، چارچوبي براي خودش دارد. چارچوبي كه هيچكس به او نگفته كه بايد يا نبايد اين چارچوب‌هاي مشخص را رعايت كني. اين خطوط قرمز و چارچوب‌ها را ما به مرور خودمان فهميديم. اول انقلاب، آقاي قطب‌زاده، رئيس صدا و سيما شده بود. صحبت از اين بود كه بايد برنامه‌هاي راديو و تلويزيون تغيير كند. با برنامه‌سازان جلسه‌اي گذاشته بودند و مي‌گفتند كه بايد كلا قالب‌هاي فكري گذشته را به هم بريزيد و برنامه‌ها بايد اسلامي باشند.
همكاران به ايشان گفتند كه درست است كه ما همه مسلمانيم اما چارچوب‌هايي كه شما مي‌شناسيد را ما نمي‌شناسيم. از ايشان پرسيدند كه آيا مي‌شود اين چارچوب‌ها را براي ما تعريف كنيد و به ما اعلام كنيد تا ما بر اساس آنها برنامه بسازيم؟ ايشان گفتند حتما ظرف يك هفته چارچوب‌هاي اسلامي را براي شما مشخص خواهم كرد. كاري ندارم كه آن يك هفته چقدر طول كشيد و آيا آن چارچوب‌ها تعيين شدند يا خير؛ اما هنوز هم اعتراض‌هايي صورت مي‌گيرد از حوزه‌هاي علميه و از مراكز مختلف مديريتي از طريق نامه‌نگاري و يا تلفن و راه‌هاي ديگر كه مثلا فلان برنامه‌اي كه شما پخش مي‌كنيد، اسلامي نيست و يا موسيقي‌اش فلان ايراد را دارد و...
پس ببينيد اين چارچوب را هيچكس به شكل دقيق ندارد كه ارائه بدهد. اصولا نمي‌شود هنر را در چارچوب گذاشت. مخصوصا كه حالا آن هنر «كارتون» باشد. مهم اين است كه اين ظرفيت‌ها بايد در خود مسوولان، در خود سردبيران، در مديران مسوول و در خود كارتونيست‌ها به وجود بيايد و اين ها متحول شوند و هركدام از ما جنبه اين را داشته باشيم كه توهين را از نقد جدا كنيم و ظرفيت خود را بالا ببريم.
الان طوري شده كه شايد برخي در ظاهر بگويند كه ظرفيت نقد را دارند اما اگر انتقادي از آنها بشود، دنبال فرصت مي‌گردند تا تلافي كنند.
باشو: بايد گفت اربابان جرايد به كارتون اهميت نمي‌دهند. البته به خاطر شرايط موجود، حق هم دارند كه در مورد كارتون با وسواس عمل كنند و به همين دليل هم فضا براي رشد كارتونيست مطبوعاتي وجود ندارد و به همين علت كارتون مطبوعاتي رشد نكرده است. آقاي عبدي موضوعي را عنوان كردند كه ما نبايد كارتونيست‌ها را از هم جدا كنيم و به شكل گروه، گروه به آنها نگاه كنيم. اما اين مساله وجود دارد و همان‌طور كه در ابتدا گفتم، كارتونيست‌هاي دولتي وجود دارند و در اين سو، شماري هم كارتونيست‌هاي بخش خصوصي و مستقل هستند.
عبدي: من اين مساله را كه شما كارتونيست‌ها را به دو دسته دولتي و خصوصي تقسيم مي‌كنيد، قبول ندارم. خود اين حرف، شروع يك اختلاف مي‌شود. اين حرف‌ها و اختلاف را كنار بگذاريم و متحد باشيم.
باشو: اتفاقا من هم با نظر شما موافقم. حالا بعدا به اين قضيه باز خواهم گشت. در دو سال گذشته، فقط دو روزنامه خصوصي بودند، اعتماد ملي و سرمايه كه ستون كارتون داشتند و تلاش كردند كه يك جريان حرفه‌اي از كارتون مطبوعاتي را در آن ستون‌ها پيگيري كنند.
اما آقاي عبدي شما پرسيديد كه آيا ما تلاش كرديم كه به يك نمايشگاه برويم و كارتوني را از آنجا بخريم و در روزنامه خودمان چاپ كنيم؟ بايد عرض كنم كه در روزنامه يك ستون كارتون وجود دارد و قرار است در آن ستون، كار ژورناليستي منتشر شود و يك كارتونيست، در مواجهه با يك رويداد سياسي و اجتماعي تحليل خود را در قالب يك كارتون در آنجا ثبت ‌كند، بنابراين آن ستون فضايي نيست كه كارتوني را منتشر كند كه در يك گالري و نمايشگاه به روي ديوار مي‌رود و ارتباطي با مسائل روز ندارد.
عبدي: آخر خيلي از كارهايي كه در روزنامه‌ها چاپ مي‌شوند، ژورناليستي نيستند. بيشتر به طراحي شبيه است تا كارتون! اصلا شما يك تعريف از كار ژورناليستي بدهيد تا خيلي از اين مسائل حل شود. بيشترين معترضان كساني هستند كه كارهايشان منتشر نمي‌شود. ما نمي‌توانيم مبناي حرفمان را، اين طيف قرار دهيم. اين بحث‌ها، زماني جاي طرح دارد كه ما بنشينيم و راجع به مسائل مختلف بحث كنيم بدون اينكه از روزنامه‌ها ايراد بگيريم. به نظرم الان روزنامه‌ها خيلي كارتون چاپ مي‌كنند. اكثر روزنامه‌ها ستون كارتون دارند ولي آن چيزي كه هست، همان مساله باندبازي است كه خود همين كارتونيست‌ها عنوان مي‌كنند. مثلا مي‌گويند روزنامه «جام‌جم»، يك‌سري كارتونيست دارد، «همشهري» يك‌سري كارتونيست دارد، «اعتماد ملي» يك‌سري ديگر كارتونيست دارد و... ما نبايد اينها را نفي كنيم. به هر حال همين كه اين روزنامه‌ها به انتشار كارتون مي‌پردازند خيلي خوب است. منظور من اين بود كه وقتي سوال مي‌شود كه چطور مي‌شود صاحبان جرايد را با كارتون، آشتي داد؟ آيا شده 4 تا كارتونيست برويد به يك نمايشگاه و براي كارتون، هزينه كنيد و كاري را از يك كارتونيست كه نمايشگاهي برپا كرده بخريد؟

اتفاقا بحث بر سر اين است كه چطور مي‌شود كه صنف كارتونيست‌ها، تصميم‌گيرنده باشند در مورد حق‌التصويرها و مسائل ديگر حقوقي و معنوي. الان اصلا صنفي وجود ندارد كه ما بگوييم كه آيا مي‌تواند حقوق كارتونيست‌ها را تامين كند يا خير؟ به نظرم به اين موضوع بپردازيم كه چطور مي‌توان دست به تحول در عرصه كارتون از دريچه تكيه بر صنف كارتونيست‌ها زد؟
عبدي: الان در انگليس و يا كشورهاي ديگر اروپايي، من اطلاع دارم كه شما به عنوان يك ايراني اگر به آنجا برويد چه در قالب مهاجرت و يا مقيم در آن كشورها، آثارتان را چاپ نمي‌كنند. يعني بايد حتما عضو آن انجمن باشيد كه مربوط به صنف شماست. آن سنديكا، يك‌سري مقرراتي دارد. ولي در ايران اينگونه نيست. حالا سوال من اينجاست كه در صنف كارتونيست‌ها، سنديكا چه كاري مي‌تواند انجام دهد؟
باشو: آقاي عبدي! واقعيت آن است كه ما هر طور كه بخواهيم نگاه كنيم، اين قضيه دو دستگي وجود دارد. آقاي تدين، موضوع صنف را پيش كشيدند كه ما چطور مي‌توانيم به يك صنف برسيم. من دبير سرويس كارتون يك روزنامه سراسري مي‌شوم و مي‌توانم مديران آن روزنامه را متقاعد كنم كه روزنامه‌شان از يك تنوع بالاي بصري برخوردار باشد و من بتوانم تعداد زيادي از كارتونيست‌ها را در آنجا به كار بگيرم تا به اندازه مخاطبان روزنامه و درحد توان خودم روي ناخودآگاه بصري بخشي از جامعه تاثير بگذارم.
مثلا همين برنامه‌اي كه آقاي صالح ‌اعلا در شبكه چهارم اداره مي‌كند ببينيد. در هر صورت  بحث فرهنگ و عدالت است و اگر چنين فضايي هست چه خوب يا بد كه به نظر من خوب است بايد با مديريت، اين مسائل انتشار يابد. واقعا چه اشكالي دارد از سهميه شهرداري و پول‌هايي كه به اين منظور حالا هرچه كه هست اختصاص يافته، كمي از آن را هم به يك نشريه اختصاص دهند.

تدين:
بحث خيلي جالبي است ولي متاسفانه فرصت ما رو به اتمام است من از اين جمع تشكر مي‌كنم. خصوصا از استاد عليزاده و عبدي و باشو و در خاتمه براي اينكه در اين بحث به يك نتيجه‌گيري هم رسيده باشيم از ميهمانان عزيز مي‌خواهم كه اگر توصيه‌اي دارند ارائه كنند.
عليزاده: من در ادامه بحث اولم كماكان معتقدم كه بحث كارتون مطبوعاتي از نظر اقتصادي خوشايند نيست تنها راه اين است كه يك انجمن كارتون مستقل به اين منظور تشكيل شود تا از اين طريق آن انجمن پيگير مسائل صنفي كارتونيست‌ها باشد.
عبدي: من هم اين را قبول دارم كه بايد سنديكا يا انجمن باشد منتها بايد يك ضمانت اجرايي هم باشد. مثلا اربابان جرايد خط آن انجمن را بخوانند يعني اگر تصميمي مي‌گيرند براي كپي‌رايت و مسائل ديگر حتما مجبور به اجرا باشند. ضمن اينكه گرچه سنديكا و يا انجمن صنفي مهم هستند و ضروري ولي من اهميت بيشتر را به همدلي مي‌دهم. به نوعي كنار گذاشتن اختلافات.
باشو: پيشنهاد من به پرشين‌كارتون اين است كه بحث را ادامه دهد ، بايد بحث به شكلي ادامه يابد كه نماينده‌اي از جریان مخالف هم حضور داشته باشد تا ما بتوانيم اين ديالوگ را ادامه داده و در عين حال به آن همدلي به شكل عملي هم برسيم.

تدين: از تمامي عزيزاني كه در اين بحث شركت كردند تشكر مي‌كنم.





kamaly hosein: با عرض خسته نباشي خدمت آقاي تدين و بقيه اعضا گروه پر تلاش پرشين كارتون . لطفا اين بحث ها را ادامه دهيد. به تازگي افرادي براي ايجاد سنديكا اقدام كرده اند .لطفا در اين باره اگر خبري داريد منتشر فرماييد. با تشكر
سارا.ک.ب: سلام. جالب بود.به نکاتی اشاره شد که کمتر جایی بهشون توجه میشه. به امسد موفق کاریکاتور ایران در سال پیش رو. راستی این جلسه در کجا بود...ما تو تحریریه اعتماد ملی کتابخونه ندیده بودیم!
دوستدار سفارشی: Very Good
: من دلائل آقای باشو را در خصوص عدم رشد کارتون مطبوعاتی قبول ندارم . کلاً فرهنگ کارتون مطبوعاتی در ایران هنوز به استاندارد نرسیده و رشد نکرده ، اگر کار های مطبوعاتی ایران را بخواهیم در کنار کارهای غربی بخصوص آمریکائیها قرار بدهیم مشخص می شود که کارهای ایرانیها و البته کلاً شرقی ها یک چیزی بین کارتون نمایشگاهی و مطبوعاتی است . و دومین موضوع عدم وجود شم سیاسی در بین کارتونیستهای مطبوعاتیست ! قطعاً ستون کارتون در غرب به معنای یک تحلیل از زبان یک صاحب نظر سیاسی است . در حالی که من فکر نمی کنم کارتونیستهای ما در ایران صاحب نظر سیاسی باشند ! اندکی تلفیق بین کارتون سیاه یا کارهای استنباطی و کارتون نامیشگاهی را کار سیاسی می نامیم (!) و البته این نیاز به زمان و گذشت یکی دو دوره یا بیشتر از کارتون سیاسی ما دارد .

نظرات شما پس از مشاهده توسط مدیر سایت منتشر خواهند شد.


نام:

ایمیل:

وب سایت:


متن پیام:








سلمان طاهري در گفتگو با گپ لند:مشکل کاریکاتوریست چهره ، اقتصاد است 1389-05-22 Interview with Salman Taheri
پيشكش/ كارتوني از محمد طحاني 1389-05-22 A cartoon by Mohammad Tahani
كاريكاتور چهره لئوناردو دي كاپريو به قلم جيسون سيلر 1389-05-08 Aricature of Leonardo Dicaprio by Jasin Seiler
مسابقه روزانه كاريكاتور در نخستين جشنواره مشاركت شهروندي و خدمات شهري 1389-05-08



آشپزخانه نبايد اپن باشد!/ كارتوني از فيروزه مظفري 1389-05-22 A cartoon by Firoozeh Mozaffari
سلمان طاهري در گفتگو با گپ لند:مشکل کاریکاتوریست چهره ، اقتصاد است 1389-05-22 Interview with Salman Taheri
"ديويد لواين" هنرمندي كه عادلانه قضاوت مي كرد/ مقاله اي از يحيي تدين 1389-05-22 An article about David Levine by Yahya Tadayon
پيشكش/ كارتوني از محمد طحاني 1389-05-22 A cartoon by Mohammad Tahani
اريك كلپتون به قلم بزرگمهر حسين پور 1389-05-17 Caricature of Eric_Clapton by Bozorgmehr Hosseinpour
كلك ترافيكي/ كارتوني از كيوان زرگري 1389-05-17 A cartoon by Keyvan Zargari
ورود ممنوع/ كارتوني از هادي حيدري به مناسبت روز خبرنگار 1389-05-17 Forbiden/ A cartoon by Hadi Heidari
كاريكاتور چهره لئوناردو دي كاپريو به قلم جيسون سيلر 1389-05-08 Aricature of Leonardo Dicaprio by Jasin Seiler
مسابقه روزانه كاريكاتور در نخستين جشنواره مشاركت شهروندي و خدمات شهري 1389-05-08
راه اندازي صفحه «كارتون» در روزنامه شرق 1389-05-05 Cartoonland pae in Shargh newspaper